دختری از قلب آسمان×××از جنس ماه×××

زمین را بنگرکه چگونه به عشق ماه میرقصد

ماه
ساعت ٤:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۸  

سنگ در برکه می اندازم و میپندارم که با این سنگ زدن ماه را میشود از حافظه ی آب گرفت


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٦  

تا حالا شده با خودت فکر کنی اگه عاشق ماه بشی چی میشه؟زمین عاشق ماه شد اما یه نگاه بهش بنداز ببین چه سرد و دل شکسته ست.چون فقط شب به شب میبینتش اما این امید رو داره که نیبینتش زمین به خودش میگه من یه قدم از خورشبد جولوترم چون میبینمش....خورشید لبخندی میزنه و میگه شاید من ماه رو نتونم درست ببینم اما لحظه ای که هردومون توی آسمونیم و واسه جدا شدن از هم میایم قشنگترین لحظه ی دنیاست من به امید عاشقانه بودن این لحظه ماه رو دوست دارم....دمه غروب...گرگ و میشیه صبح....

حالا با خودت فکر کن اگه جای زمین بودی خوش بخت بودی...یا جای خورشید؟

ببینین چه صحنه ی قشنگیه....چی کشیده زمین وقتی اینو دیده؟؟؟

این منم که واسه دلای مهربونتون ماه و اوردم روی زمین تا تقدیم کنم بهتون


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۳  


کلمات کلیدی:
ماه من
ساعت ٥:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۳  

آسمان ابری نیست

 

شاید که او هم فهمیده،

آری فهمیده که ماه ناز من در تسخیر مردابی گرفتار است

ابرها می ترسند که سراسر آسمان من را بیارایند

آنگاه دلم می پوسد و می میرد

ماه ناز من، بیا که هزاران بار تو را در کنار دریای چشمهایم صدا کردم

اما پاسخش نگفتی

هنوز منتظرم،پر از تشویش و تردید ،که تو می آیی ،یا.......

خیال های بد رهایم سازید،که با یاد آبی تک قطره ی آسمان زنده ام

بیا منتظرم ماه کامل آسمان من


کلمات کلیدی:
هلال ماه
ساعت ٤:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۳  

از اولین شب، هلال ماه را با تیکه های خورد و پراکنده ی قلبم دنبال کردم

 

با دلتنگی شب اول را به صبح رساندم

با آغوش خیالت شب دوم را سحر کردم

با لبخند امید بخشت شب سوم را سپری کردم

با گرمای دست هایت شب سرد چهارم را گذراندم

با خیال چشم خمارت شب پنجم را به سپیده کشاندم

با تنین روح نواز صدایت شب ششم را دیدار کردم

با امید فرداهای با تو بودن شب هفتم را به پایان رساندم

با عطر مست کننده تنت شب هشتم را به سر بردم

با نوازش آرامش بخش نگاهت شب نهم را به سپیده رساندم

با یاد اولین شعرت برای من شب دهم را تا نیمه صبح کشاندم

با یاد اشک های گرمت روی سینه هایم شب یازدهم را سپری کردم

با یاد سنگدلی زمانه شب دوازدهم را با گلایه به صبح رساندم

با یاد سکوت پر از غمت شب سیزدهم رابه سحر خوش آمد گفتم

با یاد دست های سردم لابه لای انگشتانت شب چهاردهم را سپری کردم

 اکنون هلال ماه من قرص کامل است

اما هلال قلب شکسته ام هنوز کامل نگشته است

از اول شروع می کنم، این شب های پر از غم دلتنگی را

بگو به من تا کی ادامه دهم؟

بار الهی تو بگو؟

                   چرا هیچ سخن نمی گویی؟

                   چرا نمی شنوی؟

                  چرا نمی بینی؟

                  چرا جوابم را نمی دهی؟

تا کی ......؟ تا کی..........؟


کلمات کلیدی:
ماه من
ساعت ٤:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۳  

ز خورشید پرسیدم این نور چیست؟

او گفت:

که هزاران سال است که در عشق ماه میسوزم

و هر طلوع به خودم قول میدهم که دیگر امشب غروب نمیکنم

تا عشقم را به ماه پیشکش کنم

اما صد افسوس...!

هر شب ماه دیرتر می‌آید

 


کلمات کلیدی:
سلام
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢  

ماه عزیز و مهربان! یکی از قطعات جدا شده از زمین در طی آن انفجار کذایی(BigBang) می باشد.

به طعنه گفت به من: روزگار جانکاه است
به من! که هر نفسم آه در پی آه است

در آسمان خبری از ستاره ی من نیست
که هر چه بخت بلند است، عمر کوتاه است

به جای سرزنش من به او نگاه کنید
دلیل سر به هوا بودن زمین ماه است

شب مشاهده ی چشم آن کمان ابروست!
کمین کنید که امشب سر بزنگاه است

شرار شوق و تب شرم و بوسه ی دیدار
شب خجالت من از لب تو در راه است


کلمات کلیدی: